من نمی تونم بنویسم !
منی که می نویسم !
تویی که نمی خونی !
منی که نمی فهمم !
تویی که نمی فهمی !
و دنیایی که نه به من با تموم نتونستنهام کار داره ! نه به تو با همه ی ...؟
توی این همه من ها و تو ها و اوها هر چقدر که تلاش می کنم بازم میرسم به منی که نمیفهمم...!
چقدر دیره!
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 9:45 توسط کیمیا
|


