روی نفس گیره زندگیه!
روی سختش!
درس و زندگی رو کنار گذاشتم!
این ترم نمره هام شرمنده روی استاد ها می شن!
کیمیا میگه شاد بنویس!
شاد نوشتن روحیه شاد می طلبه !
انگار همین دیروز بود که با کیمیا کلی به همه چی خندیدیم!
به آدما!به نمایشگاه!به کتاب ها!
جاتون خالی گمش که می کردم باید دنبال کتاب های جلال می گشتم!
از فرصت استفاده می کرد و میرفت سراغ کتاب های جلال!
بیشتر از کتاب های جلال بوی چایی بود که اونو این ور اون ور می کشید و منم به جای بازدید کتاب ها
دنبال کیمیا خانوم که نکنه گم بشه!
اینم شاد،مثل سوتیه عکاسی،که اگه تعریف کنم،اشک حساس خانوم در میاد!
بیخیال عین روزهای امروز!
شاد باشید
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 13:11 توسط رضوان
|


