اینم بهار ...![]()
انگار نه انگار که همین من بودم دو هفته قبل عید با تمام اعضای بدنم انتظار عید رو میکشیدم .
حالا که دو سه هفته ای ازش گذشته دارم میفهمم چه چیز مسخره ای بوده ...! بیخود نبود رها از اومدن تعطیلی ها اصلا خوشحال نبود ...!![]()
حالا از اون همه تعطیلی و اون همه ذوق و اون همه آجیل فقط من موندم و یه عالمه درس که اصلا اصلا اصلا حوصله ی خوندنشو ندارم . و یه عالمه تنهایی ...!
تنها چیزی که خیلی عالیه هوای بهاری صبحاست که به لطف رفتن به مدرسه هر روز میبینمش و به سبز بودنم تحقق میبخشه !
به من چه اگه نمیخواین سبز باشین . خوب نباشین .ولی شاد باشین چون شادی حق مسلم تموم بچه های دنیاست حتی اگه منگل باشن ...!![]()
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 16:49 توسط کیمیا
|


